صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 از مجموع 21
Like Tree50Likes

موضوع: تمرين شماره 5 كلاس حضوري

  1. #1
    Roozbeh Akhlaghi
    مهمان

    Question تمرين شماره 5 كلاس حضوري

    سلام

    روش‌هاي مختلف مرحله "انتخاب" در فرآيند نوآوري را بررسي و ذكر كنيد و براي هريك از روش‌ها به نمونه‌هاي موفق صورت گرفته اشاره كنيد، سپس به بحث در رابطه با روش‌ها و گام‌هاي مختلف مرحله انتخاب و علل موفقيت يا ناكامي صنايع مختلف در به‌كارگيري و يا توجه به آن‌ها بپردازيد.


    يادآوري:
    • لطفا از كپي كردن غير ضروري بپرهيزيد.
    • حتما اگر مطلب رو از جايي آورديد حتما منبع رو ذكر كنيد.
    • كيفيت مطلب مهم هست نه حجم اون و تعدد پست.


    موفق باشيد
    alaie.soroush likes this.

  2. #2
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    ارسال ها
    88
    تشکر
    3
    تشکر شده 14 بار در 13 پست
    روش های به چند گروه تقسيم می گردد

    گروه اول :
    1. روش‌هاي ارزشي - 2- روش‌هاي اكتشافي
    گروه دوم :
    1. كمّي يا عددي
    2. شبه عددي يا قضاوتي
    3. كيفي


    گروه سوم :
    1. روش‌هاي رويكرد شناسايي موضوعات
    2. روش‌هاي رويكرد برون يابانه
    3. روش‌هاي رويكرد خلاقانه
    4. روش‌هاي رويكرد اولويت‌گذاري

  3. تشکرها از این نوشته :


  4. #3
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    ارسال ها
    88
    تشکر
    3
    تشکر شده 14 بار در 13 پست
    توضيحات گروه اول :
    1- روش‌هاي ارزشي

    كه مبناي آن ارزش‌ها يا هنجارهاست. بنابراين در اين نوع پيش‌بيني اين سؤال مطرح مي‌شود كه چه آينده‌اي را مي‌خواهيم؟ يا اينكه چه چيزي براي ما مطلوب است؟ روش‌هاي ارزشي بيشتر مأموريت‌گرا هستند و با ارزيابي مقاصد، نيازها و تمايلات آينده شروع مي‌شوند و به زمان حال باز مي‌گردند.

    2- روش‌هاي اكتشافي
    در اينجا صرف نظر از اينكه چه چيز مورد علاقه ما است، مشخص مي‌كنيم كه چه چيزي ممكن است اتفاق بيفتد. پيش‌بيني اكتشافي از پايه مطمئن معرفتي امروز آغاز مي‌شود و به سمت يك آينده مشخص جهت مي‌يابد.
    تفاوت عمده اين دو دسته در اين است كه روش‌هاي اكتشافي آينده را بر مبناي گذشته و حال مي‌سازند ولي روش‌هاي ارزشي، آينده مطلوب و ممكن را مشخص مي‌كنند تا بتوان بر مبناي آن براي زمان حال برنامه‌ريزي كرد.

  5. #4
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    ارسال ها
    15
    تشکر
    50
    تشکر شده 14 بار در 10 پست
    با سلام خمت همه دوستان
    به نظرم سوال کمی ابهام دارد اما اگر منظور انتخاب محصولی باشد که نوآوری در آن وجود دارد روش ذیل مفید است
    1-ارزیابی ذینفعان و توسعه محصول جدید
    2-ارزیابی شبکه تأمین در توسعه محصول نوآورانه
    3-رویکرد ارزیابی رقابتی طیف از تولید ایده
    4-ارزیابی صنایع مرتبط با محصول جدید
    5-اندازه گیری کیفی ایده ها ی محصولات جدید
    6-تحلیل زیرساخت در موفقیت محصول نوآورانه
    7-ارزیابی و رتبه بندی ایده ها براساس منابع و پروفایل توانایی ها
    منبع:
    ویرایش توسط ashtiani : 01-11-2013 در ساعت 13:14

  6. تشکرها از این نوشته :


  7. #5
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    ارسال ها
    88
    تشکر
    3
    تشکر شده 14 بار در 13 پست
    با توجه به مطالب دوستان به اين جمع بندی رسيدم خارج از مطلب نوآوری - ارزش آفريني در سازمان را یک مرور کرده باشيم
    قسمت دوم
    کسب ارزش در سطح فردی
    در سطح فردی، ممکن است نگرش ‌های مختلفی به عنوان مبنای توسعه‌ ساز و کارهایی باشند که باعث می‌ شوند ارزش آفرینی به کسب ارزش منتهی شود. این ساز و کارها عبارتند از جایگاه فرد در شبکه ‌های اجتماعی، ماهیت و طبیعی ارتباط آنها با دیگران در سازمان‌ها، و تخصص یا دانش آنها به ویژه دانش حاصل از اجرای یک کار یا وظیفه‌ جدید یا تولید محصولات و خدمات نوین. مسلماً، اگر نتوان با استفاده از منابع سازمان به ارزش دست یافت، دیگران قادر خواهند بود تا این کار را صورت دهند.
    مثلاً، مالک یک شرکت تولید ماشین‌آلات، ارزش آفرینی در سطح فردی را چنین تجربه کرده است. یک روز، او یک کارگر فنی مسن را استخدام کرد که تجربه‌ زیادی در ایجاد روش ‌های جدید و منحصر به فرد کاری داشت. مالک از این امر بسیار خوشحال بود و دستمزد بالایی نیز برای این فرد در نظر گفت. او توانست به تنهایی بخش زیادی از مشکلاتی را حل کند که شرکت مدت ‌ها با آنها دست به گریبان بود و به همین دلیل مالک شرکت توانست کسب و کار آن را توسعه دهد. همچنین او از این کارگر مسن خواست تا تعمیرکاران دیگر را آموزش دهد. اما او این درخواست را رد کرد و گفت: «اگر به شما کمک کنم تا دیگران را آموزش دهید، دیگر نیازی به من نخواهید داشت.» او حتی درخواست اضافه حقوق کرد که با آن موافقت نشد. مشکلات میان مالک و این کارگر فنی ادامه یافت و همان طور که پیش‌ بینی می‌ شد رابطه‌ شخصی و فردی بین آنها بر هم خورد. نهایتاً و شاید به دلیل فعالیت‌ های نوآورانه‌ آن کارگر فنی که برای شرکت ارزش آفرین بود، مالک توانست تجهیزاتی بسیار مدرن و پیشرفته بخرد که دقیقاً همان کاری را که کارگر فنی صورت می ‌داد با هزینه ‌ای به مراتب پایین ‌تر صورت دهد. دیگر مالک شرکت، نیازی به کارگر فنی خود نداشت.
    کسب ارزش در سطح سازمانی
    در سطح سازمانی، محققان به درون سازمان ‌ها نگریسته‌ اند تا بتوانند بهتر درک کنند که چگونه ارزش کسب می ‌شود. مفاهیم زنجیره‌ ارزشی و تجزیه و تحلیل زنجیره‌ ارزشی، مستقیماً متمرکز بر روش ‌هایی هستند که بر اساس آنها شرکت ‌ها می ‌توانند فعالیت ‌های اصلی و فرعی خود را صورت دهند و مزیت رقابتی خود را به حداکثر رسانده و آن را حفظ کنند. به علاوه، محققان یک نگرش مبتنی بر منابع را به کار گرفته‌ اند که توجه شرکت‌ ها را به شناسایی انواع گوناگون منابعی معطوف می ‌کند که می ‌توانند ساز و کارهایی مفید در برابر قدرت رقبای آنها باشند.
    بارنی (۱۹۹۱) استدلال می ‌کند که اگر منابع محدود باشند، می‌ توانند رقابت را محدود کنند. شومپیتر (۱۹۴۲) نیز به همین موضوع پرداخته است. او چنین استدلال می‌ کند که اگر سود حاصل از نوآوری (خلاقیت) به اندازه‌ کافی زیاد باشد، رقبا به دنبال روشی برای تکرار و تکثیر آن نوآوری خواهند بود که این امر نابودی آن نوآوری را به دنبال خواهد داشت. این تکرار می ‌تواند حتی از طریق جذب کارکنان کلیدی یک شرکت یا سرقت فن‌ آوری آن باشد.
    متعاقباً، همچنان که رقبا اقدام به تکرار و تکثیر نوآوری می ‌کنند، ارزش ایجاد شده از دست شرکت آفریننده‌ آن به دست رقبا، مصرف ‌کنندگان و جامعه خواهد افتاد (از طریق قیمت‌ های پایین ‌تر در بازارهای رقابتی).
    کسب ارزش در سطح اجتماعی
    در سطح اجتماعی، پورتر (۱۹۹۰) ساز و کارهایی را شناسایی می ‌کند که به یک کشور اجازه می‌ دهند تا اقدام به کسب ارزش کند. او معتقد است کشورها ارزشی راکه می‌ آفرینند برای خود نگاه خواهند داشت (نه اینکه آن را در اختیار دیگر جوامع قرار دهند) و این کار را زمانی می‌ توانند عملی سازند که دارای یک عامل یا یک مزیت رقابتی منحصر به فرد، تقاضای قوی، زیرساختارهای مناسب صنعتی و بازارهای رقابتی هستند. اینها ساز و کارهایی متمایزکننده برای یک کشور محسوب می ‌شوند.
    ما می ‌توانیم با تمرکز بر رقابت و ساز و کارهای متمایزکننده، شروع به بررسی این امر کنیم که در سطوح مختلف، چگونه ارزشی کسب می ‌شود و چرا گاهی اوقات از دست کسانی خارج می ‌شود که منبع اصلی ایجاد آن ارزش را در اختیار داشته ‌اند و عملاً آفریننده‌ آن ارزش هستند. در بُعد فردی، ما معتقدیم که ویژگی‌ های فردی همچون دانش تخصصی، توانایی ‌های خاص، موقعیت منحصر به فرد در شبکه ‌های اجتماعی و ارتباطات ویژه با دیگران در سازمان، می ‌توانند ساز و کارهایی متمایزکننده محسوب شوند که قدرت چانه ‌زنی فرد را در قبال ارزشی که آفریده، توسعه می ‌دهند. در سطح سازمانی، ما معتقدیم که در بلند مدت، رقبا تهدیدی جدی علیه توانایی شرکت ‌ها برای کسب ارزشی هستند که خودشان آفریده ‌اند.

  8. #6
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    ارسال ها
    88
    تشکر
    3
    تشکر شده 14 بار در 13 پست
    با توجه به مطالب دوستان به اين جمع بندی رسيدم خارج از مطلب نوآوری - ارزش آفريني در سازمان را یک مرور کرده باشيم
    قسمت سوم

    مباحثه

    ما بحث خود را با یک نتیجه‌ اصلی و پایه آغاز کردیم مبنی بر این که تفاوت‌ های زیادی میان متخصصان در مورد ماهیت ارزش آفرینی وجود دارد. در شناسایی علل این اختلاف، ما اظهار داشتیم که بخشی از این اختلاف به دلیل شیوه‌ های تحقیقاتی گوناگونی است که آنها به کار می ‌گیرند. همچنین این امر به منابع علمی و اهداف آنها بازمی ‌گردد. ما معتقدیم که فرآیند ارزش آفرینی پدیده ‌ای است که ابعاد گوناگونی دارد زیرا می ‌توان از طریق فعالیت‌ های مختلفی به ارزش آفرینی دست یافت.
    باید توجه خاصی به ابعاد چندگانه‌ ارزش آفرینی و کسب ارزش داشت. لذا ما باید فرآیندهایی را مد نظر قرار دهیم که در این زمینه نقش دارند. همان طور که قبلاً گفته شد، ممکن است افراد مختلف نگرش‌ های مختلفی درباره‌ ارزشمندی یک نگرش، یک دانش، یک هدف یا یک وضعیت داشته باشند که بر تازگی و تناسب یک ارزش جدید تأثیرگذار هستند.
    یک حوزه‌ مهم برای تمرکز بر موضوع ارزش آفرینی، بررسی منابعی است که در قبال اهداف گوناگون موضوع ارزش آفرینی به کار گرفته می ‌شوند. آیا اهداف کم و بیش مهمی در قبال موضوع ارزش آفرینی وجود دارند؟ آیا سقف مشخصی وجود دارد که ما باید در قبال ارزش آفرینی و کسب ارزش بدان توجه کنیم؟ مثلاً ممکن است سرمایه‌ گذاران علاقه‌مند به فعالیت ‌هایی باشند که سود کوتاه مدت به دنبال دارند اما کارکنان به دنبال فعالیت‌ هایی باشند که می ‌توانند ثبات بلند مدت شرکت را به دنبال داشته باشند و در عین حال حامیان و طرفداران محیط زیست هم تنها آن دسته از فعالیت ‌های ارزش آفرینی را ترجیح بدهند که محیط زیست را حفظ می ‌کنند. اگر تنها یک هدف محقق شود، آیا می‌ توان فعالیت‌ های ارزش آفرینی را در بلند مدت حفظ کرد؟
    مسیر دیگر تحقیقات صورت گرفته مبتنی بر بررسی ارزش آفرینی در سطح تجزیه و تحلیل ‌های صورت گرفته است. در حالی که مبحث ما متمرکز بر سطوح فردی، سازمانی و اجتماعی ارزش آفرینی است، مهم است که بدانیم سطوح دیگری نیز وجود دارند. مثلاً بسیاری از سازمان‌ ها بر تیم‌ ها به عنوان ساز و کارهای ارزش آفرینی اتکا می‌ کنند. این تیم‌ ها بر اساس کار و وظیفه ‌ای که صورت می ‌دهند یا بر اساس محصولات و خدماتی که خلق می ‌کنند، شکلی منحصر به فرد پیدا می ‌کنند و در عین حال به کارآیی و اثربخشی افرادی وابسته می‌ شوند که آنها را تشکیل می‌ دهند. با تمرکز بر تیم ‌ها، عواملی همچون ترکیب تیم، تمایل اعضا برای تبادل اطلاعات و شبکه ‌های اجتماعی دوباره مطرح می ‌شوند. به همین صورت، تجزیه و تحلیل سطوح صنعتی، نمایانگر ویژگی‌ ها و خصایصی منحصر به فرد است که ممکن است بزرگ‌ تر از سطح سازمان اما کوچک‌ تر از سطح اجتماع باشند.
    محققان باید مشخص کنند که چه چیزهایی ارزشمند هستند، فرآیند ارزش آفرینی چیست و فرآیند کسب ارزش چگونه است. ما دریافته ‌ایم که قالب ‌ها و الگوهای منحصر به فردی در قبال این سطوح مختلف از تجزیه و تحلیل ‌ها وجود دارند که به شدت بر ارزش آفرینی و کسب ارزش تاثیرگذار هستند.
    با دانستن و درک این نکته که ارزش آفرینی و کسب ارزش دو موضوع متفاوت و مجزا هستند، باید تحقیقاتی در زمینه‌ رابطه‌ میان این دو مفهوم صورت گیرد. به طور خاص، ما معتقدیم تحقیقی باید صورت گیرد که تمایل افراد به درگیر شدن در فعالیت‌ های ارزش آفرینی را تقویت می‌ کند. در سطحی پایه، یک پرسش ساده اما بسیار مهم وجود دارد: «آیا تلاش ‌ها و اقدامات ارزش آفرینی، به سطحی پیش ‌بینی شده از کسب ارزش بستگی دارند؟» همان گونه که در بالا بیان شد، کسب ارزش هرگز تضمین نشده است – منبعی که ارزش آفرینی می ‌کند، الزاماً در کسب همان ارزش در بلند مدت موفق نیست.
    این وضعیت باعث تنش ‌های بالقوه‌ زیادی می شود. به همان نمونه‌ مالک و کارگر فنی توجه کنید. مسلماً آن کارگر می توانست با آموزش کارکنان شرکت، به ارزش آفرینی در درون این شرکت کمک کند. با عملی شدن این کار، تولید افزایش می ‌یافت و شرکت و دیگر کارکنان از این شرایط منتفع می ‌شدند. اما با کاسته شدن از ساز و کار متمایزکننده‌ این کارگر فنی، در واقع ارزش او یعنی دانش منحصر به فرد وی به خطر می ‌افتاد.
    به زبان ساده، توانایی ایجاد ارزش الزاماً بدان معنا نیست که ایجادکنندگان چنین ارزشی از آن منتفع خواهند شد. آیا این کارگر فنی می توانست به شکل دیگری عمل کند تا حفظ دانش منحصر به فرد خویش را تضمین کند و همچنان به کسب ارزش در بلند مدت ادامه دهد؟ اگر می ‌دانست که قرار است در مدتی کوتاه، یک فن ‌آوری جدید و پیشرفته جایگزین او شود، آیا می‌توانست به شکلی متفاوت عمل کند؟
    ما می توانیم شرایطی را مجسم کنیم که افراد در سطوح مختلف از توان بالقوه‌ ارزش آفرینی برخوردار هستند اما نمی ‌توانند این کار را عملی سازند. بنابراین، باید در این زمینه تحقیق کرد که چه رابطه‌ ای میان کسب ارزش پیش ‌بینی شده و تمایل به حضور در فعالیت ‌هایی وجود دارد که باعث ایجاد ارزش می ‌شوند و مشخصاً انگیزه‌ ای قوی برای ارزش آفرینی هستند.
    یک موضوع مهم و مرتبط، نقش یادگیری در رابط میان ارزش آفرینی و کسب ارزش است. پرسش کلیدی آن است که آیا عاملان از فعالیت ‌های قبلی صورت گرفته در قبال ارزش آفرینی و کسب ارزش درس می ‌گیرند و آیا می ‌توانند به خوبی از آنچه که یاد گرفته‌اند برای ایجاد ارزشی جدید بهره ببرند یا خیر. با دانستن اینکه همه‌ فعالیت ‌های ارزش آفرینی به موفقیت نمی ‌رسند، معقول است چنین تلقی شود که فرآیند ارزش آفرینی باعث تکامل خالقان و آفرینندگان ارزش از طریق یادگیری از تجارب گذشته برای ارزش آفرینی و کسب ارزش می ‌شود. در این راستا، تجربه‌ قبلی کسب ارزش، باعث شکل‌گیری فعالیت ‌ها و/ یا نوآوری ‌هایی می‌ شود که ممکن است بر ساختار تلاش ‌های ارزش آفرینی در آینده تأثیر بگذارند.
    در اینجا باید بر بررسی این موضوع تمرکز کرد که چگونه سطوح مختلف تجزیه و تحلیل‌های صورت گرفته، تلاش می ‌کنند تا ساز و کارهای متمایزکننده را به فرآیندی واقع ‌بینانه در قبال ارزش آفرینی تبدیل کنند تا سطح بیشتری از کسب ارزش تضمین شود.
    جالب است که برخی محققان اظهار داشته‌ اند که تنها باید کسب ارزش را مورد بررسی و ارزیابی قرار داد. مثلاً، شومپیتر (۱۹۴۲) و چند متخصص دیگر در حوزه‌ کارآفرینی، علاقه و توجهی به خالقان عقاید یا سازندگان محصولات ندارند بلکه تنها به کسانی علاقه دارند که از طریق اقداماتشان فرصت‌ ها را به چنگ می‌ آورند و یا از طریق عقاید و محصولاتی که موجود هستند، ارزش موجود را کسب می‌کنند.
    بر عکس، مارس (۱۹۹۱) اظهار می ‌دارد که متخصصان و کارشناسان باید رابطه‌ میان اکتشاف ایده‌ های تازه که به خوبی با ارزش آفرینی ارتباط دارند را با بهره‌ برداری از ایده‌ های تازه که به خوبی با کسب ارزش ارتباط دارد، درک کنند. ما معتقدیم که لازم است، پیش ‌نیازها و نتایج ارزش آفرینی و کسب ارزش به خوبی درک شوند.
    به عنوان متخصصان سازمانی و مدیریتی، چنین درکی برای کمک به افراد، سازمان ‌ها و جوامعی که به دنبال بهبود کیفیت زندگی و توسعه‌ اقتصادی هستند، الزامی است.
    در خاتمه، باید به این نکته اشاره کرد که بررسی ارزش آفرینی کاری پیچیده و دشوار است و دارای ابعاد تئوریک فراوانی است که متخصصان و کارشناسان باید آنها را مطالعه کنند. مسلماً، همین مقاله سوالات زیادی را ایجاد کرده که باید به آنها پاسخ داده شود. درک بیشتر و بهتر موضوع ارزش آفرینی، به افراد، سازمان ‌ها و جوامع کمک می‌ کند تا در دنیای رقابتی امروز توسعه یافته و در مسیر پیشرفت گام بردارند.
    دیوید لیپاک
    دانشگاه ایالتی نیوجرسی
    کن اسمیت و سوزان تایلور
    دانشگا مریلند

  9. #7
    Roozbeh Akhlaghi
    مهمان
    سلام

    سوال ناظر به مرحله انتخاب از فرآيند نوآوري است كه روز چهارشنبه در كلاس توضيح داده شده است. اگر ابهامي وجود داره بفرماييد در كجاست.

    متشكرم

    نقل قول نوشته اصلی توسط ashtiani نمایش پست ها
    با سلام خمت همه دوستان
    به نظرم سوال کمی ابهام دارد اما اگر منظور انتخاب محصولی باشد که نوآوری در آن وجود دارد روش ذیل مفید است
    1-ارزیابی ذینفعان و توسعه محصول جدید
    2-ارزیابی شبکه تأمین در توسعه محصول نوآورانه
    3-رویکرد ارزیابی رقابتی طیف از تولید ایده
    4-ارزیابی صنایع مرتبط با محصول جدید
    5-اندازه گیری کیفی ایده ها ی محصولات جدید
    6-تحلیل زیرساخت در موفقیت محصول نوآورانه
    7-ارزیابی و رتبه بندی ایده ها براساس منابع و پروفایل توانایی ها
    منبع:

  10. #8
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Oct 2013
    ارسال ها
    14
    تشکر
    0
    تشکر شده 9 بار در 5 پست
    با سلام

    10 روش انتخاب در فرایند نوآوری


    1. جالب ترین برای شما : این روش که یکی از رایج ترین روش ها در میان دانشمندان می باشد و نتایج بسیار مطلوبی را نیز دارد ، دارای یک مزیت می باشد که با انتخاب جالب ترین موضوع میتوان سطح تعامل را بالا نگه داشت .

    2.حدس زدن: این روش نیز بطور تعجب آوری رایج می باشد ( درست شبیه انتخاب قیمت )

    3. بیشترین ارزش به مشتریان : یکی از بزرگترین مزیت های این روش این است که بر انتخاب مبتنی بر ورودی های مشتریان میباشد .

    4. نمونه کار های نوآوری : اگر شما از رزوش نمونه کار های نو آوری استفاده می کنید ، باید یک اطمینان از ترکیب ایده های تدریجی ، اتصال به بازار ها ی مجاور و نوآوری های رادیکال . شرکت گوگل می تواند نمونه ای خوب از شرکت هایی که از این روش استفاده میکنند .

    5. فرایند رسمی : فرآیندهای انتخاب رسمی می تواند اشکال مختلفی داشته باشد ، این رده شامل چیزهایی مانند دروازه مرحله میباشد که با استفاده از نرم افزار مدیریت ایده، ارسال تمام ایده ها را به یک مربی نوآوریو غیره میتوان هدایت کرد .

    6. حل مشکل فوری: مانند روش حدس زدن، این رویکرد نیز ناقص است و در یک بحران بخوبی بکار می آید. در زمان های دیگر این رویکرد منجر به رانش استراتژیک میشود که می تواند از خودش به نمایش بگذارد .

    7. کارشناسان : در این روش میتوان با استفاده از ارزش دهی کارشناسان به انتخاب ایده ها پرداخت ، حتی میتوان از کارشناسان داخلی و ذینفعان استفاده نمود .

    8. رای گیری : در این روش رای گیری میتواند بصورت داخلی یا خارجی صورت پذیرد یا با استفاده از نرم افزار مدیریت نوآوری انتخاب صورت پذیرد .

    9. آزمایشات : این روش که یکی از بهترین روش ها محسوب می شود ابتدا با استفاده نمونه اولیه در مقیاس کوچک صورت می پذیرد و با استفاده از اطلاعات و داده ها می توان به تحلیل آن پرداخت و ایده مناسب و شایسته ای را انتخاب نمود .

    10. ترکیب : بسیاری از سازمان ها از ترکیب روش های فوق استفاده می کنند . مانند شرکت گوگل .


    منبع : http://timkastelle.org/blog/2013/08/...-select-ideas/

  11. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما Amin Reza Atashkar برای ارسال این پست سودمند:

    ashtiani (05-11-2013)

  12. #9
    SiavashMOT
    مهمان
    ۱۰ روش برای انتخاب در روند نو آوری:
    منبع :
    ۱۰ روش برای انتخاب در روند نو آوری از قول "tim Kastelle"
    ۱- انتخاب ایده‌ای که در ابتدا جالب‌ترین به نظر می‌رسد:
    بسیاری از دانشمندان برای حل مسائل خود یا انتخاب مسائل جهت حل، از این راه استفاده میکنند. برتری این روش نسبت به روش‌های دیگر این است که رابطه شما با موضوع تا حد زیادی حفظ میشود. مشکلی‌ که این روش دارد این است که جالبتری راه همواره بهترین راه نمی‌باشد و میتواند در بعضی‌ شرایط باعث به وجود آمدن از هم گسیختگی فراوانی‌ در داده‌ها شود.

    ۲- حدس :
    این روش به طور غیر منتظره‌ای رواج دارد. شاید مهمترین برتری این روش این است که حدسی که می‌زنیم، آسان‌تر از بقیهٔ گزینه‌ها قابل پی‌ گیری است. پس مثلا زمانی‌ که عدم اطمینان بر فضای بازار حکم است میتواند استفاده شود. از طرف دیگر اگر شما فکر می‌کنید که درک بسیار عمیقی از احتیاجات مشتری دارید از این روش میتوانید استفاده کنید.
    ۳- بهترین راه به نظر مشتریان :
    برتری این روش این است که شما مستقیما با نظر بازار در ارتباط هستید از این رو میتوانید هر گونه تغییری را در صورت لزوم به صورت لحاظ کنید. از مشکلات این روش این است که مردم گاها آشنایی کافی‌ به چیزی واقعا میخهند ندارند.

    ۴- پورت فلیو نو آوری

    ۵- روس معیار انتخاب روند
    از جمله استفاده از Stage Gate, پرسشنامه ها، استفاده از نرم افزارها و غیره.

    ۶- حل مهمترین مسائل در وهله‌ٔ اول
    این روش بیشتر در حل بحران‌ها مورد استفاده است و در شرایط طبیعی خیلی‌ مورد توصیه نیست.

    ۷- مشورت با اشخاص متخصص

    ۸- ری گیری

    ۹- انجام آزمایش

    ۱۰- ترکیب همهٔ روش‌هایی‌ که عنوان شد

  13. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما SiavashMOT برای ارسال این پست سودمند:

    ashtiani (05-11-2013)

  14. #10

  15. کاربران : 2 تشکر کرده اند از شما SiavashMOT برای ارسال این پست سودمند:



 

برچسب برای این موضوع

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Powered by: vBulletin Version 4.2.1
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.0

vBFarsi Language Pack Version 4.2
ساعت 10:28 بر حسب GMT +3.5 می باشد.