صفحه 2 از 55 اولیناولین 12341252 ... آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 11 تا 20 از مجموع 543
Like Tree35Likes

موضوع: تمرین شماره 5 کلاس مجازی

  1. #11
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    ارسال ها
    144
    تشکر
    27
    تشکر شده 28 بار در 26 پست
    نقش حقوق مالکیت فکری در ارزش آفرینی نوآوری

    1 - تشویق به خلق دانش و نوآوری :
    ایده ها و ابتکارات معمولا با صرف هزینه و زمان به دست می آیند اما به سادگی قابل تقلید و استفاده هستند . این امر از انگیزه افراد برای تلاش در جهت نوآوری و طرح ایده های نو می کاهد . اما در صورتی که مبتکر و نوآور بداند که از دست آورد های سرمایه های فکری اش حفاظت می شود این انگیزه در او تقویت خواهد شد .
    2 - حفظ دانش در سازمان :
    با وجود قوانین مالکیت فکری ، یک طرح و ایده در صورت لزوم در انحصار سازمان و سرمایه گذار می ماند و سود و بازده آن به سازمان خواهد رسید و این امر تشویقی است برای سازمان ها و سرمایه داران تا بر روی توسعه ی سرمایه های فکری و دانش حاصل از آن سرمایه گذاری نمایند 3 - حفاظت از هویت و مشخصه های ابداعات :
    درصورت عدم وجود قوانین مالکیت فکری این امکان وجود داشت که پس از مدتی با دخالت ها و تغییرات اعمال شده توسط سایرین بر روی یک طرح یا اثر ، آن چه باقی می ماند تفاوت زیادی با مقصود سازنده داشته باشد و اهداف و ویژگی های اصلی مورد نظر او به کلی از بین برود. در صورتی که با وجود این قوانین ، اثر اصلی و ماهیت آن حفظ خواهد شد .
    ویرایش توسط محمد ثواقبی فیروزآبادی : 27-10-2013 در ساعت 01:17

  2. #12
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    ارسال ها
    144
    تشکر
    27
    تشکر شده 28 بار در 26 پست
    ارزش داراییهای فکری
    دارایی های فکری، ارزشمندترین دارایی شرکت ها در هزاره جدید محسوب می شوند. بطور مثال 97 درصد از ارزش کل دارایی های شرکت مایکروسافت به دارایی های فکری (دارایی-های ناملموس) اختصاص دارد و فقط 3 درصد از ارزش کل دارایی ها به ساختمان و تجهیزات و غیره شرکت مربوط می شود. ارزش نام تجاری Microsoft در سال 2004 میلادی، 59.94 میلیارد دلار تخمین زده شده است. قابل ذکر است که افزایش سهم دارایی های ناملموس نسبت به دارایی های ملموس، به عنوان یکی از شاخصهای شرکت های موفق دنیا به حساب آید. به طور سنّتی دارایی های فیزیکی بخش عمده ای از ارزش یک شرکت محسوب می شده و تا حدّ زیادی به عنوان عامل رقابتی در بازار در نظر گرفته می شدند، ولی در سال های اخیر، وضعیّت به طور چشمگیری تغییر کرده است. به طور روزافزون و تا حدّ زیادی در نتیجه انقلاب فناوری اطّلاعات و رشد اقتصاد خدماتی، شرکت ها پی برده اند که دارایی های ناملموس غالباً در حال تبدیل شدن به موضوعی ارزشمندتر از دارایی های فیزیکی هستند.

  3. تشکرها از این نوشته :


  4. #13
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    ارسال ها
    126
    تشکر
    1
    تشکر شده 32 بار در 29 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد ثواقبی فیروزآبادی نمایش پست ها
    دانش ضمنی یا دانش تلویحی (Tacit knowledge) به دانشی اشاره دارد که در پی تجربه‌ها، مهارت‌ها، و دانایی‌های شخصی، در اذهان مردم جوامع پدید می‌آید، و به آسانی تن به نمایش و بیان صریح نمی‌دهد. دانش ضمنی نوعی دانش است که فرد دارد ولی نمی‌تواند آن را توضیح بدهد و یا به دیگران انتقال بدهد.

    حق ثبت اختراع يا پتنت(patent) نیز حــق انحصاري اسـت كـه در قبـال اختـراع ثبت شده به مختـــرع يا نمـايندة قانوني او اعــطا (grant) مي‌شود.
    پتنت حمايت قانونـي از اختـراع را براي دارندة آن تأمين مي‌كند. اين حمـايت براي مــدت محـدودي (حداکثر بيست سال) در ازاي افشاي جزئيات اختراع براي عموم، اعطا مي‌گردد.
    حمايت پتنت به اين معنا است كه مورد اختراع را نمي‌توان بدون اجازة دارندة‌پتنت به صورت تجاري توليد كرد، استفاده يا توزيع نمود و به فروش رساند


    چهار سبک تبديل دانش

    با اين فرض كه دانش از طريق تراکنش ميان دانش ضمني و صريح ايجاد مي‌شود، ما مي‌توانيم چهار سبک تبديل دانش را مورد قياس منطقي قرار دهيم. اين چهار سبک عبارتند از:

    1- از دانش ضمني به دانش ضمني، آنچه ما آن را اجتماعي کردن مي‌ناميم.

    2- از دانش ضمني به دانش صريح يا بيروني سازي

    3- از دانش صريح به دانش صريح يا ترکيب

    4- از دانش صريح به دانش ضمني يا دروني سازي



    سه نوع از چهار نوع تبديل دانش (اجتماعي کردن، ترکيب و دروني سازي) در ابعاد مختلف در تئوري سازمان مورد بحث قرار گرفته‌اند. براي مثال، اجتماعي کردن با تئوري فرهنگ سازماني و فرايندهاي گروهي مرتبط است، ترکيب ريشه‌ در پردازش اطلاعات دارد و دروني سازي با يادگيري سازماني مرتبط است. در حالي كه بيروني سازي مورد غفلت واقع شده است .

  5. تشکرها از این نوشته :


  6. #14
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    ارسال ها
    59
    تشکر
    17
    تشکر شده 15 بار در 10 پست
    مديريت دانش از ديدگاه صاحبنظران


    نویسندگان و صاحبنظران مدیریت دانش، از دیدگاه های گوناگون، به تعریف مدیریت دانش پرداخته‌اند، که در این جا برخی از تعاریف مطرح شده را می آوریم:
    رابیتز: مدیریت دانش، شامل همه‌ روش هایی است که سازمان، دارایی های دانشی خود را اداره می کند که شامل چگونگی جمع آوری، ذخیره سازی، انتقال، بکارگیری، به روز سازی و ایجاد دانش است.

    لاري پروساک: مديريت دانش، تلاشي براي آشکار کردن دارايي پنهان در ذهن اعضاء و تبديل اين دارايي به دارايي سازماني است تا همه کارکنان سازمان به آن دسترسي داشته باشند.

    تام داونپورت: مديريت دانش، عمليات کشف، سازماندهي و خلاصه کردن دارايي اطلاعات است؛ به شکلي که معلومات کارکنان را بهبود بخشد.

    هوبرت سنت آنگو: مديريت دانش عبارت است از ايجاد ارزش از دارايي هاي پنهان شرکت. زماني اين هدف تأمين مي شود که بتوانيم توانايي هاي سازماني و فردي را به گونه اي پرورش دهيم که در ايجاد، تبادل و گردآوري دانش، توانا باشند. اين امر مستلزم آن است که براي افراد بشر، ارزشي بالا قائل شويم.

    دانشكده مدیریت تگزاس، مدیریت دانش را این گونه تعریف می کند: مدیریت دانش، فرایند سیستماتیک و نظام‏مند کشف، انتخاب، سازماندهی، تلخیص و ارائه­ اطلاعات است؛ به گونه ای که شناخت افراد را در حوزه‌ مورد علاقه اش بهبود می بخشد. مدیریت دانش به سازمان کمک می کند تا از تجارب خود، شناخت و بینش بدست آورد و فعالیت خود را بر کسب، ذخیره سازی و استفاده از دانش متمرکز کند تا بتواند در حل مشکلات، آموزش پویا، برنامه ریزی راهبردی و تصمیم گیری از این دانش بهره گیرد. مدیریت دانش نه تنها از زوال دارایی های فکری و مغزی جلوگیری می کند، بلکه به طور مداوم بر این ثروت می افزاید.



  7. #15
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    ارسال ها
    144
    تشکر
    27
    تشکر شده 28 بار در 26 پست
    فرض کنید شما یک فرد نوآور هستید و قصد دارید ارزش مالکیت معنوی این نوآوری برای خودتان باشد. اینکه چقدر امکان دارد بتوانید این انحصار را حفظ کنید، بستگی به این دارد که سیستم قانونی چقدر از حقوق مالکیت معنوی شما دفاع می کند و آن را اجرا می کند. در برخی فرهنگ ها، نوآوری ها بیشتر از اینکه یک سرمایه شخصی باشند، یک سرمایه اجتماعی محسوب می شوند. این می تواند یک مشکل باشد، چون شرکت های رقیب نوآوری شما را بدون وجود هیچ گونه محدودیت قانونی کپی می کنند. کوکاکولا و پپسی ظرف چند هفته بعد از اینکه آرسی کولا اولین نوشابه رژیمی خود را معرفی کرد، محصولات رژیمی خود را وارد بازار کردند.

    حتی اگر ممنوعیت قانونی برای این کار وجود داشته باشد، در صورتی که رقبا بتوانند از ایده هایی نزدیک به نوآوری شما استفاده کنند، دیگر وقت زیادی برای کسب ارزش نخواهید داشت. به عنوان مثال، شرکت باومر اولین ماشین حساب جیبی را اختراع کرد، اما نتوانست در برابر فشار رقابتی از طرف شرکت های hp و تگزاس اینسترومنت دوام بیاورد. هر دو شرکت، به صورت قانونی بر امتیاز انحصاری تولید این محصول باومر غلبه کردند که در نهایت به خروج باومر از این صنعت منجر شد. تا زمانی که حق مالکیت معنوی نوآوری شما مثل یک فرمول شیمی در صنعت داروسازی حفاظت نشود، تقلیدکنندگان به راحتی از شما سوء استفاده خواهند کرد، درست مثل زیراکس که کل مزیت اولیه خود را به اپل واگذار کرد
    .



  8. تشکرها از این نوشته :


  9. #16
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    ارسال ها
    130
    تشکر
    0
    تشکر شده 13 بار در 10 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد ثواقبی فیروزآبادی نمایش پست ها
    Intellectual Property مالکیت فکری
    مالکیت فکری نوعی از مالکیت است که مبتنی بر خلاقیت های فکری در زمینه های علمی ، صنعتی ، ادبی و هنری است . این نوع نوین مالکیت ، حاصل تراوشات فکری و ذهن خلاق مخترعان و طراحان می باشد و به همین دلیل به آن مالکیت غیر عینی یا ناملموس گفته می شود .

    مالکیت فکری به عنوان یکی از مسائل اساسی و زیربنایی در معاملات و داد و ستدهای تجاری و همچنین با ارزش ترین و مهمترین نوع از مالکیت می باشد و صاحب آن علاوه بر حقوق مادی از حقوق معنوی نیز به طور انحصاری برخوردار می شود .
    ضمن تشکر از آقای فیروز آبادی
    این واژه ترجمه ی Intellectual Property است Intellectual به معنی ذهنی و فکری، Property هم به معنای دارایی یا مالکیت است. Intellectual Property مالکیتی است که ناشی از فکر است.
    انواع و اقسام محصولاتی که مالکیت فکری برای آنها مطرح هست را می توان نام برد: کتاب، انواع اجراها (اجرای هنری خوانندگی، نوازندگی و ...)، نقاشی، برنامه های رادیو تلویزیونی، فیلم های ویدئویی، برنامه های رایانه ای، طرح ها، تصاویر، علائم تجاری، اختراعات، نشانه های جغرافیایی، نام شرکت ها، فرمول های شیمیایی، گونه های گیاهی، عطرها و ... محصولاتی هستند که هر کدام به نوعی در آنها مالکیت فکری حضور دارد.
    چطور از مالکیت فکری حمایت می شود؟
    قانون به کسی که خالق یک اثر ادبی-هنری یا مخترع است حقوق اختصاصی می دهد که بتوان از اثر یا اختراع خود بهره برداری تجاری کند.حقوق مالکیت فکری می تواند فروخته شود، لیسانس شود و یا بخشیده شود.یعنی خالق اثری می تواند خودش از آن استفاده کند یا از طریق فروش امتیاز یا لیسانس از آن بهره برداری کند. لیسانس(license)مثل یک قرارداد اجاره است مالکیت محفوظ است ولی در مدت محدودی اجازه بهره برداری به دیگری داده می شود. یک محصول واحد همزمان میتواند با بیش از یک یا چند مالکیت فکری حمایت شود.به عنوان مثال در مورد یک لپ تاپ ،در آن واحد انواع و اقسام حقوق مالکیت فکری حضور دارد. از لحاظ فنی و سخت افزاری یک اختراع است. در عین حال نرم افزارهای آن به عنوان کپی رایت،دیزاین آن به عنوان طرح صنعتی و علامت روی آن به عنوان علامت تجاری قابل حمایت است.بنابراین یک محصول میتواند همزمان موضوع چندین نوع مالکیت فکری قرار بگیرد.


  10. #17
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    ارسال ها
    126
    تشکر
    1
    تشکر شده 32 بار در 29 پست
    نقل قول نوشته اصلی توسط محمد ثواقبی فیروزآبادی نمایش پست ها
    فایل پیوست 147 جهت ثبت نمودن اختراع بايد در آن چهار شرط زير وجود داشته باشد:

    1- جديد بودن (Novelty)

    2- كاربرد صنعتي داشتن(Industrial applicability)

    3- گام ابتكاري(Inventive step)


    4- افشاء اختراع(Disclosure of Invention)


    جناب فیرزوآبادی در تایید و تکمیل مطلب بسیار ارزشمندتان ، مطالب زیر خدمتتان عرض میشود :
    چه نوع اختراعي را مي توان پتنت کرد؟
    هر اختراعي براي ثبت شدن بايد شرايط ذيل را داشته باشد:
    نو بودن(Novelty): اختراع بايد داراي مشخصه جديدي باشد که سابقه آن مشخصه در دانش و زمينه فني مربوط به آن اختراع پيش بيني نشده باشد. به اين دانش موجود در اصطلاح Prior Art اطلاق مي گردد.

    گام ابتکاري(Inventive step): اختراع بايد علاوه بر نو بودن، ارتقاء قابل توجهي را در حيطه خود موجب شود بطوريکه استنتاج آن توسط فردي با دانش متوسط در آن زمينه امري بديهي محسوب نشود. به عبارت ديگر راه حل فني را که اختراع براي حل مشکل پيشنهاد مي کند، بايد نسبت به ساير راه حلهاي احتمالي موجود مزيت قابل توجهي داشته باشد.

    استفاده عملي (Practical use):اختراع نبايد صرفأ تئوريک و نظري باشد بلکه بايد قابليت استفاده عملي و توليد در صنعت را داشته باشد.

    دارا بودن قابليت ثبت (Patentability ): علاوه بر سه شرط فوق در بيشتر کشورها قوانيني وجود دارد که به موجب آنها نمي توان بعضي اختراعات را در آن سرزمين به ثبت رساند، مثل آنچه که بر خلاف نظم عمومي و اخلاقيات باشد، يا کشفها و تئوريهاي علمي، روشهاي رياضي، گونه هاي گياهي و حيواني، روشهاي تجارت، روشهاي معالجه يا تشخيص بيماري در انسان و دام و نرم افزارهاي کامپيوتري فاقد اثرات فني

  11. #18
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    ارسال ها
    144
    تشکر
    27
    تشکر شده 28 بار در 26 پست
    از مسائل مهم در مبحث تصاحب ارزش بحث دارایی های مکمل است

    ماجرایی که برای شرکت زیراکس اتفاق افتاد چندان مشهور نیست، اما حقیقت این است که این شرکت اولین کامپیوتر دفتری را تولید کرد و کار بزرگی را انجام داد. موس و آیکون های کوچک زیبا دقیقا همان چیزی بودند که مشتری به آن نیاز داشت، اما اندکی پس از راه اندازی آن، شکایت مهندسین زیراکس از چگونگی دزدیده شدن ایده هایشان، فراگیر شد. اپل، مکینتاش را معرفی کرده بود و از ابتکار زیراکس بهره برده بود. زیراکس این تجربه تلخ را پشت سر گذاشت و دریافت که ارزش آفرینی و ارزش گیری دو چیز مختلف هستند.

    برای کمک به فعالان کسب وکار که تجربه زیراکس را تکرار نکنند، چه باید کرد ؟ دو سوال راهنما در این زمینه عبارتند از: ۱) آیا نوآوری صورت گرفته اختصاصی است یا مجبور خواهید شد عواید آن را با دیگران سهیم شوید؟

    ۲) بین فرد نوآور و صاحبان دارایی های مکمل (دارایی ها و زیرساخت های مورد نیاز برای پشتیبانی از تجاری سازی و بازاریابی موفق یک نوآوری تکنولوژیک، مثل شبکه فروش) چه نوع رابطه ای وجود دارد .


  12. #19
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    ارسال ها
    144
    تشکر
    27
    تشکر شده 28 بار در 26 پست
    چگونه خود را در برابر مالکان دارایی های مکمل قرار دهید

    برای اینکه از نوآوری خود ارزش به دست آورید، باید در برابر صاحبان دارایی های مکمل مورد نیاز برای حمایت از این نوآوری، در موضع قدرت باشید و به خوبی مذاکره کنید. برای اینکه نوآوری خود را به سود برسانید، باید از قدرت بازار برای دستیابی به منابع مورد نیاز برخوردار باشید. روابط عرضه کننده، ظرفیت تولید، شبکه های فروش، تاسیسات پشتیبانی و تیم های بازاریابی همه نمونه هایی از این گونه منابع هستند
    .


  13. #20
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2013
    ارسال ها
    144
    تشکر
    27
    تشکر شده 28 بار در 26 پست
    مثلا مک دونالدز را در نظر بگیرید. مک دونالدز در ابتدای کارش توانست روابط بسیار خوبی با عرضه کنندگان مواد اولیه برقرار کند و اغلب این کار را به صورت انحصاری انجام داد. منظور این نیست که این رستوران برای سیب زمینی سرخ کرده های خودش سیب زمینی پرورش داد، بلکه به سرعت از قدرت بازار خود استفاده کرد تا مواد اولیه ویژه و انحصاری تقاضا کند.
    همچنین تلاش کرد سیب زمینی سرخ کرده های رستوران همیشه با ضخامتی دقیق و مشابه هم خرد شوند. به علاوه، مک دونالدز همیشه فعالیت های مربوط به آگهی و تشویق مشتری به خرید را در سطح شرکتی طراحی کرده است. به عنوان مثال، مطالبات تبلیغاتی هزاران شعبه خود در سراسر دنیا را جمع آوری کرده و سپس موقعیت چانه زنی خوبی را با شرکت های رسانه ای و آژانس های تبلیغاتی به دست آورده است؛ بنابراین مک دونالدز به تولیدات غذایی مناسبی دست یافته و به یک برند قوی تبدیل شده، بدون اینکه به هیچ یک از صاحبان دارایی های مکمل و خاص، مانند آژانس های بازاریابی یا کشاورزان تولیدکننده سیب زمینی وابسته باشد
    .


    نوآوری+موفقیت+ش&#1.jpg


 

برچسب برای این موضوع

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Powered by: vBulletin Version 4.2.1
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.0

vBFarsi Language Pack Version 4.2
ساعت 10:06 بر حسب GMT +3.5 می باشد.