صفحه 1 از 3 123 آخرینآخرین
نمایش نتایج: از شماره 1 تا 10 از مجموع 21
Like Tree2Likes

موضوع: بحث و تبادل نطر پیرامون مسئله معروف Make or Buy (تمرین 4 کلاس روزانه و پردیس)

  1. #1
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Jan 2014
    ارسال ها
    33
    تشکر
    0
    تشکر شده 11 بار در 9 پست

    بحث و تبادل نطر پیرامون مسئله معروف Make or Buy (تمرین 4 کلاس روزانه و پردیس)

    به نام خدا

    تمرین شماره 4:

    مقاله پیش رو با استفاده از آمار و اطلاعات به موفقیت راهبرد خرید در مقابل راهبرد توسعه و تولید تکنولوژی یا ترکبیی از این دو پرداخته است.
    اطلاعات مروبط به کشور برزیل می باشد.

    انتظار می رود با مطالعه تمامی بخش های مقاله به جز مسایل جزئی روش تحقیق و محاسبات، به تحلیل این دو راهبرد یا راهبرد ترکیبی از خرید و توسعه درونی بپردازید.
    اشاره به تمامی نکات ذکر شده در مقاله الزامی است و مطرح کردن تنها محتوای چکیده و نتیجه گیری موجب کسر امتیاز می شود
    فایل های پیوست شده

  2. #2
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    ارسال ها
    11
    تشکر
    1
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    در ابتدا و پیش از هر چیز برای اجرا و ایجاد نوآوری در یک سازمان بایستی آن سازمان برای دریافت آن نوآوری کشش و جذب داشته باشد که این امر به عوامل متعددی از جمله وضعیت مالی ، زیرساختها و مهارت و پذیرش تکنولوژی از سوی کارکنان دارد که در ادامه به تشریح این عوامل که نبود آنها مانع برقراری رشد و نوآوری میشود ، میپردازیم.
    هرچقدر کارکنان یک شرکت به جذب تکنولوژی و وارد کردن آن به بازار از خود علاقه نشان دهند ، میتوانند منابع مالی بیشتری را برای این بخشها کسب کرده و طرحهای خود را ارتقا دهند.این فرآیند در بیشتر سازمانهای خلق کننده نوآوری دیده میشود و همینطور در سازمانهایی که توامان به خلق و خرید نوآوری میپردازند نیز وجود دارد.اما در سازمانهایی که بیشتر به خرید نوآوری میپردازند و در واقع تمایل دارند که خیلی آسان و سریع به تکنولوژیهای جدید دست یابند ، بخش تحقیق و توسعه یا r&d بسیار فعالی دارند و مدام در جستجوی تکنولوژیهای نوظهور میباشند.البته این بخش در دیگر سازمانها نیز دارای اهمیت است.بخشهای نوآوری و r&d بیشتر در سطح ماکرو برای توسعه شرکتها اهمیت دارند ، اما در سطوح پایین آموزش کارکنان و تشویق و ترغیب کارکنان به نوآوری البته بسته به سیاست شرکت و استراتژی آن باعث رشد نوآوری و درنهایت خود شرکت میشود.
    در این مقاله به بررسی استراتژیهای شرکتها در حوزه نوآوری در برزیل پرداخته شده است.برزیل به عنوان بزرگترین کشور آمریکای لاتین سالانه در حدود یک درصد از gdp خود را صرف مباحث مربوط به نوآوری و تحقیق و توسعه میکند.اما با این حال در مرحله استفاده و به کارگیری این نوآوریها همچنان مشکلاتی وجود دارد و عده کمی در بخشهای r&d مشغول هستند و همان ها هم از مهارت و دانش نسبتاً کمی برخوردار هستند که علت این امر نیز مواردی است که در بالا نیز اشاره شد مثلاً در حوزه پایین بودن سطح دانش یکی از علتها این است که تعداد موسسه های فعال در این زمینه بسیار کم است و این موسسه ها خصوصی هستند و عموم مردم با توجه به هزینه ها توانایی دسترسی و بهره مندی از آنها را ندارند.یکی دیگر از موانع زیر ساختهای it در این کشور است که هنوز نوپا و در حال یادگیری و تجربه هستند.
    اما در برزیل نیز شرکتها همانند جاهای مختلف دیگر استراتژیهایی در حوزه تکنولوژی و نوآوری دارند، برخی از شرکتها به خلق نوآوری میپردازند ، برخی دیگر به خرید آن و شرکتهایی نیز به جفت این کارها میپردازند، البته هستند شرکتهایی نیز که هیچکدام از این کارها را انجام نمیدهند و البته دارای عمر کوتاهی نیز هستند.
    در ادامه این مقاله جدولی آمده که در زیر مشاهده میکنید که وضعیت شرکتهای مورد بررسی در قبال اتخاذ سیاست و استراتژی در حوزه نوآوری نمایش داده شده است که ما بیشتر به بررسی و تحلیل این جدول و نتایجی که میتوان از آن گرفت میپردازیم.
    2014-11-05_22-44-11.jpg
    همانطور که ملاحضه میکنید بیشتر شرکتها در دو حوزه خرید و ساخت و خرید نوآوری فعالیت میکنند و از همه بیشتر ترکیب ساخت و خرید نوآوری مورد اقبال است. اما در حوزه های تولید محصول و فرآیند نوآورانه شرکتهای با استراتژی ساخت نیز به این دو نزدیک میشود و قاعدتا حتی باید بیش از این دو باشد اما به دلایل مختلف و به ویژه مالی بازهم از این دو عقب تر است.این قضیه در بخش رشد و در واقع بازدهی و عایده مندی بیشتر نمود پیدا میکند در اینجا شرکتها با استراتژی ترکیبی از رشد بیشتر نسبت به سایر شرکتها برخوردار است ، همچنین شرکتهای با استراتژی فروش نیز وضع بسیار بهتری نسبت به استراتژی ساخت دارد، البته در این بخش سن سازمانها نیز دخیل است سازمانهای جوان و نوپا در سالهای اولیه از رشد خوبی برخوردار میشوند و رفته رفته عرصه بر آنها تنگ تر میشود.
    بنابراین به نظر میرسد دو استراتژی خرید و ترکیبی از بقیه مناسب تر باشند.اما در این بین بایستی محدودیتها و عوامل دیگر به ویژه عوامل مالی را نیز در نظر گرفت . طبیعتاً شرکتهایی که به صورت ترکیبی کار میکنند به لحاظ مالی از وضعیت بهتری نسبت به شرکتهایی که صرفاً به ساخت نوآوری وحتی خرید آن میپردازند ،دارند، زیرا این شرکتها علاوه بر خرید بودجه ای را نیز به ساخت نوآوری اختصاص میدهند و موفق تر نیز هستند.یک عامل مهم دیگر سطح دانش کارکنان است طبیعتا در سازمانی که کارکنان سطح دانشی پایینی دارند استراتژی خرید بهتر است البته به شرطی که شرکت وضعیت مالی خوبی داشته باشد که در غیر اینصورت باعث میشود شرکت به طور غیر ارادی تن به آخرین استراتژی یعنی نه خرید و نه ساخت بدهد.شرکتهایی هم که به لحاظ مالی وضعیت خوبی ندارند اما کارکنان خلاق و نوآوری دارند برای بقا به سمت استراتژی ساخت میروند زیرا حداقل ضرر نمیکنند.
    در انتها و به عنوان پیشنهاد این وضعیت را نیز میتوان در ایران بررسی کرد.به نظر من با توجه به اینکه بیشتر شرکتهای بزرگ و با وضع مالی خوب عمدتاً دولتی و شبه دولتی هستند و کارکنان آن بیشتر مشغول به فعالیتهای روتین و روزانه هستند کمتر به خلق نوآوری فکر میشود.این شرکتها در بیشتر موارد استراتژی آخر را در پیش میگیرند مگر در جاهایی که بنا به پیشرفت روزانه تکنولوژی و در راستای شعارهای خود به خرید فناوری دست میزنند.مثلا یرای کارمندان خود سیستمی را که توسط شرکتی دیگر ساخته شده را خریداری و پیاده میکنند.در ایران هنوز به خلق نوآوری بهای زیاد و سرمایه داده نمیشود برای مثال و برای روشن تر شدن موضوع میتوان به بورس ایده و نوآوری که چند وقتی است در ایران راه اندازی شده اشاره کرد که به غیر از روز اول هیچ فروش ایده و سرمایه گذاری در آن روی نداده است و صرفاً دولت با الگو برداری صرف و بدون هیچ تحقیقی طرحی را در ایران پیاده کرده که فعلا بازدهی لازم را ندارد.بهتر بود قبل از ایجاد همچنین بورسی به آموزش مدیران و سرمایه گذران و ترغیب و فرهنگ سازی برای آنها انجام شود و بعد همچنین طرحی ایجاد شود.شاید کمی دور از انصاف باشد اما به نظر من در ایران به علت غیر رقابتی و انحصاری بودن بازارها هر شرکتی که بزرگتر و رانت بیشتری داشته باشد میتواند موفق تر باشد و حتی شرکتهای نوپایی که به خلق نوآوری میپردازند را نیز از بین ببرد و طرح های آنها را تصاحب کند ، بدون آنکه حتی پولی بپردازد.

  3. #3
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    ارسال ها
    11
    تشکر
    2
    تشکر شده 2 بار در 2 پست
    در این مقاله تمرکز بر روی دو استراتژی توسعه درون شرکت ها و خرید فناوری و همچنین استراتژی ترکیبی در مقوله نوآوری است. در کل نتایج نوآوری یا در محصول است یا در فرآیند.بر اساس داده های آماری درصد موفقیت برای استراتژی ترکیبی تولید و خرید 73% و برای فقط خرید 71% است که تنها 2% از استراتژی ترکیبی کمتر است. در کل بررسی شرکت های برزیلی نشان می دهد که استراتژی فقط خرید است که در عملکرد نوآوری در این کشور تاثیر بسزایی دارد به خصوص برای نوآوری در فرآیند. که این قضیه خود معنای خرید فناوری را فقط به خرید تجهیزات محدود می کند. در آمار به دست آمده با بررسی شرکت های مختلف معلوم شد که افزایش فروش بیشتر با استراتژی خرید در ارتباط می باشد.از دیگر نکات ذکر شده می توان به موانع در عملکرد نوآوری در شرکت های برزیلی همچون کم بودن تخصص ها و کمبود راه های بدجه دهی اشاره کرد.

  4. تشکرها از این نوشته :


  5. #4
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    ارسال ها
    15
    تشکر
    2
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    در توسعه ی شرکت ها عوامل نا مشهود زیادی دخیل هستند اما مطالعات اخیر عملکرد و بهره وری در شرکت ها را به عنوان تابعی از نوآوری در محصول و یا فرآیند نشان می دهد، به عنوان مثال نشان داده شده است که نو آوری در محصول باعث افزایش کارآفرینی می شود اما رابطه ای بین کار آفرینی و نوآوری در فرآیند وجود ندارد. در بررسی کشور برزیل که یک کشور در حال توسعه است استراتژی ای که بیشتر به کار گرفته شده استراتژی خرید و یا همان اکتساب فناوری می باشد که این قضیه هم در مورد نوآوری در محصول و همچنین نوآوری در فرآیند صدق می کند هر چند که در نوآوری در فرآیند عملکرد بیشتری دارد. در مجموع استراتژی خرید هنگامی که با استراتژی توسعه ترکیب می شود باعث رشد بیشتر شرکت می شود و استراتژی فقط توسعه نمی تواند باعث فروش بیشتر و کسب بالا تر در آمد در شرکت شود(با توجه به جدول 4 در مقاله) . در کشور برزیل نکته ی قابل توجه دیگری که وجود دارد اهمیت نیروی انسانی غیر حرفه ای است زیرا که برای نوآوری در فرآیند به نیروی کار تخصصی نیاز نیست اما در نوآوری در محصول به نیروی کار حرفه ای نیاز است.

  6. #5
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    محل سکونت
    داراب
    ارسال ها
    23
    تشکر
    0
    تشکر شده 3 بار در 2 پست
    کشور برزیل مورد توجه خاص است به این دلیل که عملکرد رشد اقتصادی این کشور در آمریکای لاتین،از سایر کشورها بهتر بوده است و پشت در پشت رقبای شرق آسیایی خود حرکت کرده است.از طرفی این یک ایده خوب می‌تواند باشد که در مسائل نوآوری به سراغ کشورهایی برویم که اقتصادهایی به مراتب دیرتر صنعتی شده دارند،چرا که به وسیله‌ی چگونگی عملکرد این کشورها،می‌توان ماهیت فرآیندهای نوآورانه را روشن ساخت.از طرف دیگر کشور برزیل مانند ایران،مشکلاتی در ارتباط میان صنعت و دانشگاه دارد که صنعت این دو کشور،نگاهی کارمندمحور به دانشگاه دارند.لذا همه‌ی اینها می‌تواند توجیهی برای انتخاب کشور برزیل به عنوان نمونه باشد.
    درمورد دو راهبرد خرید در مقابل توسعه و تولید فناوری می‌توان به تجزیه و تحلیل آن در دو سطح راهبردی و عملیاتی پرداخت.اما عوامل مهمی نیز وجود دارند که در انتخاب راهبرد مناسب تاثیر می گذارند ازقبیل:اندازه بنگاه،توانایی فناورانه بنگاه،مسائل مربوط به هزینه،ظرفیت تولیدی بنگاه،ریسک و حتی چرخه عمر بنگاه-اینکه بنگاه در کدام دوره عمر خود قرار دارد- و مسائلی از این قبیل که همگی در انتخاب راهبرد خرید در مقابل توسعه و تولید داخلی یا ترکیبی از هردو موثرند.

  7. #6
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    ارسال ها
    15
    تشکر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    با توجه به نتایج مقاله می توان گفت: در مورد کشور برزیل ،استراتژی خرید از توسعه درونی(ساخت) موفق تر بوده است .و تلفیق این دو استراتژی موفقیت بیشتری را بدست آورده است. علت این موضوع را میتوان در موارد زیر خلاصه کرد:

    1-با توجه به اینکه برزیل جزء کشورهای صنعتی نیست ، شرکت هایی که بررسی شده اند جزء شرکت های رهبر و پیشرو در زمینه های علم و نوآوری نبوده اند، قاعدتا برای این شرکت ها مسیری که شرکت های پیشرو(در جاهای دیگر دنیا) در زمینه نو آوری و خلق ایده باز می کنند راحت تر است طی شود(یعنی تکنولوژی وارد شود خریده شود) تا اینکه خود به خلق یک نوآوری و یا مفهومی جدید بپردازند.

    2- پایین تر بودن ریسک استراتژی خرید نسبت به استراتژی خلق نو آوری : یعنی وقتی یک تکنولوژی در یک کشور و یا محیط دیگر پیاده شده و جواب گرفته دیگر شرکت با عدم قطعیت ها و ریسک های حاصل از عرضه یک فرآیند جدید و یا محصول جدید روبرو نیست .

    3-همچنین سطح دانش بالایی که خلق نوآوری لازم دارد استفاده از استراتژی خرید را برای بنگاه ها سهل الوصول تر و راحت تر میکند. ضمن اینکه دانش بالا باعث بالارفتن هزینه های بنگاه می شود. علاوه بر این هزینه بالاتری را که در بخش r&d نیز شرکت باید متحمل شود را نیز باید به این هزینه ها اضافه کرد.
    همه موارد بالا شرکت ها را به سمتی می برد که در مقایسه دو استراتژی خرید و خلق نوآوری ، از استراتژی خرید و توسعه برونزا استفاده کنند.

    استراتژی تلفیق خرید و خلق نوآوری:
    اما وقتی یک تکنولوژی برای اولین با در یک کشور یا یک محدوده وارد می شود (خریده می شود) اگر محصول حاصل از آن تکنولوژی، بتواند با شرایط بومی آن منطقه وفق پیدا کند، یعنی تواما خرید و تغییر تکنولوژی(خلق نوآوری) با هم رخ دهد ، آنوقت دیگر بازده موفقیت در آن بالاتر از حتی استراتژی خرید نوآوری می شود.
    ویرایش توسط محمد حسن قمری منظر : 06-11-2014 در ساعت 15:49

  8. #7
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    ارسال ها
    8
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    کشور برزیل بزرگ ترین و توسعه یافته ترین کشور آمریکای لاتین بوده و در چند سال اخیر در زمینه اقتصاد رشد چشم گیری داشته است و یکی از کشورهایی است که به سرعت در حال توسعه بوده و در بسیاری از زمینه ها نیز رشد و فعالیت بسیاری داشته است.
    این مقاله به موفقیت راهبرد خرید توسعه و تولید تکنولوژی یا ترکیبی از این دو در کشور برزیل <به عنوان نمونه>پرداخته است.با توجه به گفته های مقاله فرایندها.ایجاد و به کارگیری نوآوری و تکنولوژی از 3 طریق صورت میگیرد:
    1-خریدتوسعه<technology buy> که اغلب از طریق خرید ماشین آلات و تجهیزات صورت میگیرد.
    2-ایجاد<ساخت>نوآوری<technology make>
    3-ترکیبی از هردومورد
    راهبردهای گفته شده برای خود دارای محدودیت ها و ویژگی هایی هستند که از جمله میتوان گفت:سازمان هایی که دنبال ایجاد نوآوری هستند باید کارکنانی با مهارت و دانش بالاو خلاق و با انگیزه داشته باشند و البته اگر این سازمان ها به لحاظ مالی تامین نباشند شاید زیاد دچار مشکل نشوند.سازمان هایی که میخواهند سریع تر به تکنولوژی دست پیدا کنند و بیشتر دنبال رقابت و سود آوری هستند روی به خرید تکنولوژی می آورند<که البته باید به لحاظ مالی تامین باشند>که در این سازمان ها باید واحد های R&D فعال باشند و افراد با دانش و مهارت در این واحد ها فعالیت کنند<که البته خود کشور برزیل در زمینه R&d و IT با مشکلاتی رو به روست و احتمالا دلیل آن ارتباط نادرست دانشگاه و صنعت در این کشور باشد>
    سازمان هایی نیز هستند که به دنبال ترکیبی از این دو راهبرد میباشند که این سازمان ها هم به لحاظ مالی و هم به لحاظ نیروی انسانی ماهر و خلاق باید تامین باشند.
    در واقع ما قبل از اینکه بخواهیم نوآوری در یک سازمان یا یک شرکت را اجرا و ایجاد کنیم باید توجه داشته باشیم که این سازمان قابلیت پذیرش آن نو آوری را داشته باشد یعنی اینکه سازمان به لحاظ مالی .زیرساخت ها و مهارت کارکنان پذیرش لازم را داشته باشند.
    با توجه به داده های آماری درصد موفقیت برای استراتژی خرید و ساخت بیشتر از استراتژی خرید و استراتژی ساخت میباشد ولی با این همه حال استراتژی خرید در نوآوری های به وجود آمده در کشور برزیل نقش به سزایی داشته است.البته باید گفت عوام مهمی نیز در گزینش استراتژی نقش به سزایی دارند از جمله:اندازه سازمان.توانایی تکنولوژی سازمان.ظرفیت تولیدی سازمان.ریسک و دوره عمر سازمان که همه این عوامل در انتخاب نوع استراتژی<راهبرد>موثر میباشند.

  9. #8
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    ارسال ها
    18
    تشکر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    از آن جا که تاکید شده است که اشاره به تمامی نکات ذکر شده در مقاله الزامی است ابتدا نگاهی گذرا به موارد مطرح شده در هر بخش می نماییم
    مقدمه

    پیشرفت تکنولوژیکی قلب توسعه است. ولی فرآیند نوآوری که بر پایه پییشرفت است در کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه متفاوت است. نوآوری در کشورهای درحال توسعه غالبا از طریق جذب تکنولوژی‌هایی که قبلا در جاهای دیگر(معمولا خارج) توسعه یافته‌اند اتفاق می‌افتد و کمتر اختراع کاملی از تکنولوژی‌های جدید رخ می‌دهد. فشارهای شدید مالی، کیفیت بنگا‌ه‌ها و عدم اطمینان‌ها در اقتصاد کلان از موانع اصلی جذب تکنولوژی‌های جدید هستند. نتایج تحقیقات نشان داد که سرمایه‌گذاری داخلی بر روی تکنولوژی در صنایع، حائز اهمیت است.
    برای روشن‌تر کردن ارتباط بین جذب تکنولوژی جدید، نوآوری و رشد شرکت، این مقاله مطالعاتی را در کشور برزیل که در سال‌های اخیر نقش مهمی در تجارت و تولید و نوآوری داشته است انجام داده و سعی دارد عوامل موفقیت شرکت‌های برزیلی را شناسایی کند.
    داده‌های این مقاله از بانک جهانی سرمایه‌گذاری گرفته شده‌اند. این مقاله علاوه بر اهمیت دادن به زیرساخت‌ها، با دیدگاه اقتصاد خرد در جزئیات بررسی می کند که چگونه فعل و انفعالات بین خرید تکنولوژی و ساختن تکنولوژی درآمدهای نوآوری را تحت تاثیر قرار می دهد.
    درکشور برزیل از آنجا که کشوری با در آمد متوسط و درحال توسعه سریع است، راهبردهای نوآوری به خصوص تعامل بین خرید و ساخت تکنولوژی و تعامل محصول و فرآیند نوآوری برای توسعه پایدار اهمیت دارند. برزیل با این که درهای کشورش را به روی اقتصاد جهانی گشوده اما هنوز اثراتی از اقتصاد بسته متکی بر بازار داخلی در آن وجود دارد.
    مروری بر ادبیات
    چند رشته برای درک ارتباط بین نوآوری و رشد شرکت‌ها در کشورهای توسعه یافته وجود دارد:
    - اقتصاد کلان و نوآوری و توسعه: در این رشته موضوع مورد توجه، نقش نوآوری بر توسعه اقتصادی است. در مدل‌های رشد درونزا، تلاش های نوآورانه به مثابه موتور رشد تلقی می شوند. در این مدل ها نرخ رشد کشور با سطح اولیه توسعه، تولید دانش در داخل کشور و بهره‌برداری از دانش، فارغ از مکان آن مشخص می‌شود.
    - سرریز فناوری: سرریز فناوری توسعه یافته از جایی به جای دیگر در مدل‌های رشد درونزا بسیار مهم تلقی می‌شود. برای دستیابی به توسعه نیاز به توانایی‌های جذب کننده و اجتماعی برای جذب تکنولوژی خارجی وجود دارد.
    دومین سری عواملی که رشد اقتصادی را بیان می‌کنند، ظرفیت نوآوری بومی است. برای این مهم، واحدهای تحقیق و توسعه تکنولوژی های موجود را جذب می کنند سپس با توجه به شرایط کشور بومی سازی می‌کنند. در سطوح بالاتر توسعه که به ارتباط نزدیک دانشگاه با صنعت و واحدهای تحقیق و توسعه وآزمایشگاه‌های تحقیقاتی مرتبط است، خود واحد تحقیق و توسعه تکنولوژی جدید را تولید می‌کند.
    Fdi : انتقال بین المللی تکنولوژی از طریق تجارت، مرجع مهمی برای رشد محسوب می‌شود. انتقال موفق تکنولوژی به عوامل مشهود و نامشهود مختلفی بستگی دارد. مثلا اینکه آیا شرکت‌های چند ملیتی حاضرند تا دانش اصلی خود را در اختیار تولید کنندگان محلی قرار دهند و یا خود شرکت‌های بومی توانایی جذب و به‌کارگیری سرریز فناوری از کشورهای توسعه یافته را دارند یا خیر.
    -رشد شرکت: ادبیات پیشین به علت دخالت عوامل زیاد مشخص و نامشهود، فرآیند رشد شرکت‌ها را اتفاقی می‌داند. با سرمایه‌گذاری شرکت‌ها در فعالیت‌های نوآورانه و r&d رشد شرکت‌ها آغاز می‌شود. در صورت عدم وجود توانایی‌های داخلی تکنولوژیکی(به خصوص منابع و نیروی کار ورزیده)، رشد شرکت‌ها مانند شرکت خارجی و اطلاعات موجود بر روی ماشین‌ها نخواهد بود.
    روی هم رفته ادبیات پیشین ارتباط پیچیده‌ای بین توسعه تکنولوژی(ساخت تکنولوژی) و اکتساب و جذب تکنولوژی پیشرفته خارجی (خرید تکنولوژی) ترسیم کرده‌است. در سطح کلان، r&d و نوآوری برای توسعه مهم هستند اما اکسیری برای موفقیت نیستند. شرایط دو طرف سرریز فناوری مثل آموزش و امورمالی، کیفیت نهادها، حکومت و بازبودن باید در نظر گرفته شوند. در سطح شرکت، ارتباط بین راهبردهای نوآوری و رشد باید در شرایط به حساب آورده شوند تا ساخت و جذب تکنولوژی موثر واقع شود.
    برزیل:
    برزیل پر جمعیت ترین کشور آمریکای لاتین و کارائیب است و در سال‌های گذشته رشد اقتصادی زیادی داشته است. در بازار بین المللی، هم به طور مستقیم و هم به صورت محصول مشترک حضور دارد. در تکنولوژی اطلاعات و فناوری ارتباطات، بازار داخلی دارد اما در محصولات خیلی پیشرفته از کشورهای آسیای شرقی کمتر است. در آمریکای لاتین نوآورانه ترین اقتصاد را دارد. محدودیت های این کشور برای r&d و عملکرد نوآورانه به این شرحند:
    1-کمبود مهارت
    2-دسترسی به منابع مالی
    3- میزان استفاده از ict و نوپا بودن این صنعت در برزیل
    4-تاثیرات به جا مانده از سیاست‌های گذشته برزیل در امر واردات
    با وجود این محدودیت‌ها، باز کردن اقتصاد از اواسط صده گذشته باعث شده تا صنعت این کشور رقابتی تر شود.
    روی هم رفته توسعه پرشتاب اخیر برزیل باعث شده تا این کشور مورد جذابی برای بررسی کار کردن بین خرید و ساخت تکنولوژی است .
    آزمایشات ما ارتباط بین راهبردهای ساختن و خرید تکنولوژی را از یک طرف و عملکرد نوآوری و رشد را از طرف دیگر با شرایط متعدد بررسی می کند. موارد بررسی شده:
    کدامیک از راهبردهای نوآوری برای معرفی موفیت‌آمیز محصول و فرآیند جدید مناسب تر است؟ ساخت یا خرید تکنولوژی و یا هر دو؟
    موفقیت محصول و یا فرآیند نوآورانه چقدر برای رشد شرکت مهم است؟
    تاثیر و اهمیت سرمایه انسانی بر روی موارد مختلف مربوط به نوآوری و توسعه چگونه است؟
    داده ها و روش شناسی
    برای تجزیه و تحلیل ارتباط بین ساخت و جذب تکنولوژی ، رشد نوآوری و شرکت، داده‌های بانک جهانی(ics) درسال 2003 در برزیل استفاده گردید. داده ها از طریق مصاحبه با مدیران شرکت‌ها و به وسیله پرسشنامه‌هایی حاوی سوالاتی درباره گذشته شرکت، کسب تکنولوژی ، فعالیت‌های نوآورانه و ...بود.
    از مزایای این مجموعه داده این بود که نشان می‌داد که شرکت از لحاظ جذب تکنولوژی پیشرو یا عقب مانده است. همین طور سرمایه انسانی، میزان استفاده از ict، محدودیت های مالی و میزان در معرض تکنولوژی جهانی قرار گرفتن را از طریق کانال هایی مثل تملک خارجی، صادرات و واردات نشان می‌داد.
    ایراد این مجموعه داده، خوداظهاری بودن آن بود.
    1642 شرکت تولیدی با اندازه‌ها و بخش ها و مکان‌های مختلف به صورت رندوم از 9 بخش تولید انتخاب شدند. از آن‌جا که بعضی از شرکت‌ها ایرادات زیادی داشتند تعداد موردها به 1563 مورد کاهش یافت.
    آنالیزهای تجربی
    راهبرد نوآوری که بیشتر استفاده شده، ترکیب ساخت و خرید با 44% است، راهبرد فقط خرید با 34% در رده دوم است. 12 % هم از راهبرد فقط ساخت استفاه می‌کنند و 10% شرکت‌ها از هیچ راهبردی استفاده نمی کنند.
    عملکرد نوآورانه راهبرد های مختلف نوآوری در فرآیند نوآوری بدین شرح بود: شرکت های بدون راهبرد فرآیند نوآوری 29%، راهبرد فقط ساخت 60%، راهبرد فقط خرید 71% و راهبرد هم خرید و هم ساخت 73%
    عملکرد نوآورانه راهبرد های مختلف نوآوری در محصول نوآوری بدین شرح بود: شرکت های بدون راهبرد محصول نوآوری 34%، راهبرد فقط ساخت 65%، راهبرد فقط خرید 69% و راهبرد هم خرید و هم ساخت 71%
    در تمامی موارد دیده می‌شود که راهبرد خرید و ساخت موفق تر است.
    نتیجه گیری:
    1-مانند بسیاری از کشورهای در حال توسعه، در برزیل راهبردهای نوآوری بیشتر شامل کسب تکنولوزی با به دست آوردن دانش فنی مندرج در ماشین‌آلات و تجهیزات است، به خصصوص در ترکیب با توسعه داخلی در خود کشور
    2-راهبردهای نوآوری به صورت قابل توجهی قادر به معرفی موفقیت‌آمیز نوآوری‌های جدیدند . در فرآیند و محصول نوآوری راهبرد خرید تکنولوژی نسبت به ساخت تکنولوژی غالب است. اتکا صرف بر توسعه داخلی بسیار کم تاثیر است.
    هیچ کدام از فرآیندهای نوآوری تاثیر مهمی بر شرکت‌هایی که فقط در فرایند نوآوری دخیلند، ندارند.
    3-نتایج در مورد سرمایه انسانی نشان داد که کارگران با تحصیلات متوسطه نقش بزرگی در فرایند نوآوری دارند. در برزیل برای موفق بودن در فرآیند نوآوری نیاز به کارگر با تحصیلات عالیه نیست. برای محصولات نوآوری نیاز به کارگران تحصیل کرده که بتوانند با ict کار کنند و با بازار مرتبط شوند هست. محصول نوآوری بسیار پیچیده‌تر از فرآیند نوآوری است.
    4- نوآوری محصول را زمانی که با فرآیند نوآوری ترکیب می شود به نرخ رشد فروش برتر ترجمه می‌کنند. فرآیند نوآوری بدون معرفی محصول جدید در رشد بیشتر احتمالا بی تاثیر است.
    5- در نهایت یافته شد که باز بودن درهای کشور نسبت به جهان برای تحریک عملکرد نوآورانه و رشد از طریق رقابت و دسترسی به بازارمهم است، ولی لزوما مکانیزمی برای جذب تکنولوژیی که عملکرد نوآوری را ارتقا می‌دهد نیست. هم چنین می‌تواند این مورد به خاطر ویژگی‌های برزیل باشد که به مدت طولانی حمایت از تولیدکننگان محلی را در دستور کار خود داشت.

  10. #9
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    ارسال ها
    9
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    اهمیت خریدتکنولوژي و نقش آن در توسعه صنعتی کشورها و پر کردن شکاف تکنولوژیکی بین کشورهاي در حال توسعه و کشورهاي توسعه یافته انکار نشدنی می باشد.

    اگر کشورهای درحال توسعه به عنوان یک راه حل دیگر قصد دارند که خود دانشهای علمی و فنی ضروری جهت توسعه اقتصادی را بدون بهره گیری از دانشهای موجود که نتیجه تحقیقات پژوهشگران و اندیشمندان جهان است کسب کنند، این نه تنها عملی بس مشکل است ،بلکه باعث اتلاف غیرمنطقی نیروها می شود. به علاوه دستیابی به چنین راه حلی در مدت زمانی که کشورهای کم رشد جهت رسیدن به توسعه اقتصادی درنظر گرفته اند امکان پذیرنیست . اگر چنین تفکری در جهان مقبولیت یابد، پیشرفت فنی تمام کشورهای جهان ازجمله کشورهای صنعتی مختل خواهدشد.انتقال موفق تکنولوژی نیاز به شناخت اهداف صنعت، منابع تکنولوژی، نحوه ابداع و نحوه انتقال، روشهای انتقال، فاکتورهای تاثیرگذار، نحوه جذب و نحوه توسعه آن دارد و هریک از آن شناختها متکی به تخصص ویژه خود است. بدون استفاده از کارشناسان انتقال تکنولوژی و اصول مدیریت تکنولوژی، معمولاً عمل انتقال یا اصولاً صورت نمی‌گیرد و یا انتقال تکنولوژی مربوطه بصورت ناقص و نیم‌بند انجام می شود.برای کاستن فاصله تکنولوژی بین کشورهای پیشرفته و کشورهای درحال توسعه انتقال تکنولوژی بهترین گزینه است. برای این کار بایستی به عناصر تشکیل دهنده تکنولوژی توجه کرد
    انتقال تکنولوژی مقوله ای مهم واساسی در ارتقای سطح تکنولوژی یک کشور و درنهایت حرکت به سمت توسعه پایدار است. البته این امرمستلزم توجه به مراکز تحقیقاتی و حمایتهای اقتصادی و سیاسی از این‌گونه فعالیتها است.

  11. #10
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Sep 2014
    ارسال ها
    18
    تشکر
    0
    تشکر شده 1 بار در 1 پست
    همان طور که در مقاله تصریح شد، راهبرد ساخت و خرید تکنولوژی موفق‌ترین راهبرد بود اما نکته جالب این بود که راهبرد صرفا خرید موفق‌تر از راهبر صرفا ساخت در داخل بود. حال سوال این است که اگر روزی شرایطی اتفاق بیفتد که دیگر شرکت‌ها اقدام به فروش فناوری به کشور برزیل نکنند-مثلا این کشور مثل ایران در شرایط تحریم قرار بگیرد- آن‌گاه باز هم می‌توان بیان داشت که راهبرد فقط خرید بهتر است؟ قطعا خیر؛ در واقع نمی‌توان به چنین موفقیتی که این‌چنین وابسته به خارج است خیلی دلخوش بود.


 

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Powered by: vBulletin Version 4.2.1
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.0

vBFarsi Language Pack Version 4.2
ساعت 10:26 بر حسب GMT +3.5 می باشد.