صفحه 3 از 3 اولیناولین 123
نمایش نتایج: از شماره 21 تا 21 از مجموع 21
  1. #21
    عضوانجمن Array
    تاریخ عضویت
    Feb 2014
    ارسال ها
    15
    تشکر
    0
    تشکر شده 0 بار در 0 پست
    بنام خدا/به نظرمن این یکی از بهترین مقالاتی بود که نویسندگان آن مطالبی پیوسته در خصوص نوآوری با مدل خطی ارایه نموده اند.
    در سال 1996، کریستوفر فریمن اظهار تاسف کرد که " هیچ مدلی نوآورانه نبوده است که به اندازه ی مدل خطی مورد حمله و تخریب قرارگیرد
    نقد از مدل خطی شامل انواع بحث ها ی متفاوت و اغلب متقابلا ناسازگاراست که پیامدهایی، که از خود مدل مشتق نشده است، اما ریشه در روش های دیگر داشته است.
    اغلب از مدل خطی به عنوان مدل های عامیانه نوآوری یادمی شود.در طول نیمه ی اول قرن بیستم دانشمندان علوم طبیعی مطابق این مدل با شناسایی پژوهشهای بنیادی به صاحبان صنایع کمک می نمودند.اولین نسخه ی کامل از مدل خطی توسط موریس هلند مدیر بخش تحقیقات مهندسی و صنعتی از ملی ایالات متحده در دهه ی بیست میلادی پیشنهاد شد.
    مدل خطی فشار علم برمی گردد به تجربه ایالات متحده بعد از جنگ جهانی دوم و گزارش معروفی که ونوار بوش در سال 1945 با نام science, the endless frontier. (علم : مرزی بی پایان ) به رئیس جمهور ایالات متحده آمریکا ارایه کرد.
    در این گزارش پیشنهاد شده بود که منبع اصلی رشد اقتصادی، سلامت و امنیت ملی در رشد علمی نهفته است که نیاز به حمایت وافر دولت دارد.
    بوش به نقل از دو مثال خاص ، سلامت و دفاع ، و تاکید کرد که اکتشافات در این زمینه ها( مانند پنی سیلین و رادار ) اغلب برخاسته از راه دور و غیر منتظره وناخواسته می باشد.
    بوش استدلال می کرد که به منظور حفظ پایه های علمی تحقیق لازم است برای یک استخر بزرگی از دانشمندان برای تقویت مراکز پژوهش های بنیادی ایجاد کرد.سپس با شناسایی کالج ها، دانشگاه ها و موسسات تحقیقاتی به نتایج محسوس و ایجاد دانش علمی جدید پرداخت.
    با توجه به مدارک غیررسمی هدف بوش از ارایه گزارش این بود که تمرکزی برای بدست آوردن حمایت مالی و سازمانی گسترده دولت ایجادتا پیشرفت علمی حاصل شود.
    بوش ادعا می کند که مهم ترین راه که در آن دولت می تواند تحقیقات صنعتی و افزایش ترویج جریان از دانش علمی جدید را از طریق حمایت اساسی پژوهش، ارائه مشوق های مناسب برای صنعت به انجام پژوهش، و با تقویت سیستم انحصاری برای از بین بردن عدم قطعیت به کار برد که به ویژه تحمل در شرکت های کوچک است.
    پس از جنگ جهانی دوم تا اوایل 1970s ، مدل خطی بسیار واقعی بود. کمک های مالی دولت ایالات متحده از فعالیتهای علمی وکار پژوهش در دانشگاه ها و با توجه به استراتژیR & D شرکتها از جمله شرکت دوپونت ، که در آن برای اولین بار به طورخاص در تحقیقات اولیه برای تولید نایلون برنامه ریزی شده بود.
    جای اصلی رشد علم هم دانشگاه هاست که از طریق تحقیقات پایه این امر را به سرانجام می رسانند. نتایج این یافته ها وارد بنگاه ها شده و به صورت تکنولوژی و سپس نوآوری وارد بازار می شود. بر این مبنا و با توجه به اینکه ایالات متحده در آن برهه موفق بوده است شاید بتوان اینگونه استدلال کرد که در مقطعی از زمان این مدل جواب داده است. (مثلا اینکه بازارها در آن زمان خالی بوده و لذا نیازی به تقاضای بازار نبوده، ولی بعد از اشباع شدن بازارها دیگر این مدل جواب نمی دهد و نیاز به مدلهای تجویزی یا سیستمی است).
    اما سوال دیگری که مطرح است این است که پیشنهاد جناب بوش و مدل ایشان در آن زمان عملی شده یا نه؟ به عبارت دیگر آیا مدل خطی فشار علم در عمل پیاده شده است؟ جوابی که تحقیقات راجع به امریکا نشان می دهد ظاهرا منفی است چرا که بعد از این گزارش در سال 1945 تا تاسیس بنیاد ملی علوم (National Science Foundation) که نقش یکپارچه ساز تحقیقات علمی و تخصیص دهنده بودجه را قرار بود بازی کند 5 سال تاخیر زمانی وجود داشت که عمدتا به خاطر مخالفتهای یکی از سناتورهای آن زمان بوده است. تحلیلی که بوراس و لاندوال (2005) در فصل آخر کتاب Handbook of Innovation به دست می دهند این است که این تاخیر زمانی باعث شد تا سازمانهای بزرگ آمریکایی که بودجه تحقیقاتی آنها بعضا چند برابر بودجه پیشنهاد شده برای NSF بوده است سیاستهای پژوهشی خود را مستقلا طرح ریزی نمایند. جالب اینکه سیاستهای این سازمانها عمدتا مبتنی بر مدل تقاضای بازار و نیازهای مصرف کنندگان سازماندهی شد و تاسیس بنیاد ملی علوم بعد از پنج سال عملا نتوانست اثری که مدنظر بود بر سیاستهای پژوهشی این سازمانها بگذارد و مدل فشار خطی علم را به سامان برساند. لذا مدلی که در عمل اتفاق افتاد مدل تزویجی (Coupling Model) میان فشار علم و تقاضای بازار بود که به زعم خیلی ها مدلی از نوآوری است که کار می کند (Kline and Rosenberg 1986).
    طبق مدل خطی، تصور بر این باور است که اگر در موضوعی تحقیق و توسعه به خوبی صورت گیرد، مراحل مختلف نوآوری به ترتیب طی م یشوند و در نهایت،فرایند به تولید محصول منجر م یگردد و بازار مناسبی نیز به وجود خواهد آمد،به عبارت دیگر، تصور بر این است که اگر عرضه به خوبی صورت گیرد، تقاضای خوبی نیز به وجود خواهد آمد.
    این دیدگاه، تصور نادرستی است که از مدل خطی بر جای مانده و علت آن نیز نادیده گرفتن تأثیر طرف تقاضا یا بازار در این مدل است.
    (خلاصه مطلب فایل Wordایمیل شده)
    ویرایش توسط mkazemian : 01-03-2014 در ساعت 23:24


 

برچسب برای این موضوع

مجوزهای ارسال و ویرایش

  • شما نمی توانید موضوع جدید ارسال کنید
  • شما نمی توانید به پست ها پاسخ دهید
  • شما نمی توانید فایل پیوست ضمیمه کنید
  • شما نمی توانید پست های خود را ویرایش کنید
  •  
Powered by: vBulletin Version 4.2.1
Copyright © 2000-2006 Jelsoft Enterprises Ltd.
Search Engine Friendly URLs by vBSEO 3.6.0

vBFarsi Language Pack Version 4.2
ساعت 10:32 بر حسب GMT +3.5 می باشد.